|
و ایرانیانی که شب
انتخابات را با خنده به صبح رساندند
استکهلمان – شب منهتی به دوشنبه
18
سپتامبر در حالیکه بسیاری از ایرانیان سراسر سوئد در مقابل تلویزیونها و وب
سایتهای خبری روند انتخابات را دنبال مینمودند, بیش از
1000
نفر ایرانی در سالن مجللی در مرکز شهر استکهلم در حال تماشای تئاتری بودند که
توسط تماشاچیانش "غوغا" و "بی نظیر" توصیف شد.
بهروز وثوقی و هوشنگ توزیع که در شب انتخابات پارلمانی سوئد اجرای یک شبه تئاتر
خود تحت عنوان "از ماهواره تا عشق" را در استکهلم بروی صحنه بردند براستی غوغا
آفریدند. نمایشی که در آن تماشاچیانی که بسوی آنها گل رز پرتاب میکردند حاضر به
پایان کف زدنهای تشویقی از هنرمندان این تئاتر کمدی و ترک سالن نمایش نبودند.
قدرت و تسلط تحسین برانگیز بهروز وثوقی و هوشنگ توزیع دو هنرمند توانا و درجه
یک سینما و تئاتر ایران که بمدت
4
ساعت (از ساعت
18
یکشنبه و تا دقایقی پس از ساعت
22)
زمان را از یاد تماشاگرانی که فقط مشغول خنده برده بودند در این برنامه تئاتر
بخوبی به نمایش گذاشته شد. در این میان باید هنرنمایی فوق العاده دلچسب سه
بازیگر جوان و نسبتا ناشناسی که در نمایش شب گذشته در کنار بهروز وثوقی و
هوشنگ توزیع به هنرنمایی پرداختند را نیز عمیقا تحسین نمود: نگار محسن زاده,
شیلا وثوق و منصور تایید.
اگرچه نمایش "از ماهواره تا عشق" نمایشی طنز آمیز و کمدی بود و تماشاگران خود
را به مدت نزدیک به
4
ساعت به خنده واداشت, اما پس از اندکی تفکر, پیام غم انگیزی نیز از لابلای
درزهای آن بخوبی دیده میشد.
موضوع تئاتر "از ماهواره تا عشق" پیرامون زندگی مدیر یک تلویزیون ماهواره ای
خیالی فارسی در لس آنجلس (هوشنگ توزیع) بنام "تلویزیون چو ایران نباشد تن من
مباد!" و کارکنان آن (نگار محسن زاده, شیلا وثوق و منصور تایید ) و همچنین پسر
عموی مدیر تلویزیون (بهروز وثوقی) که از آلمان به آمریکا آمده بود دور میزد.
تاسیسات تلویزیون "چو ایران نباشد تن من نباد" از یک دوربین شکسته, یک میز
"پخش اخبار ایران و جهان" زهوار در رفته, یک اتاق که همزمان محل خواب و زندگی
"مدیر تلویزیون" هم هست تشکیل شده است. اما از طرف مدیر تلویزیون (هوشنگ توزیع)
بعنوان تلویزیونی جهانی به تماشاچیان معرفی میگردد که "همه در لس آنجلس و جهان
از آن حساب میبرند" و بزودی نیز "ایران را نجات خواهد داد". اما مدیر تلویزیون
در حقیقت حقه بازی است که جهت تلکه کردن مردم دست به هر عملی میزند.
در این نمایشنامه بی اندازه سرگرم کننده تلاشهای مدیر این تلویزیون خیالی لس
آنجلسی و پسر عموی او که از آلمان به آمریکا رفته است جهت سوء استفاده از
احساسات ملی مردم و چاپیدن پول از آنها و محتوای بی ارزش برنامه های این شبکه
ماهواره ای خیالی و بی مسئولیت فارسی در قالب طنزی جذاب به مسخره گرفته میشود:
مدیران تلویزیون "چو ایران نباشد تن من مباد" جهت "نجات ایران" دست به هر عملی
میزنند:
- دخترکان نیمه برهنه ای که حتی قادر به صحبت صحیح به زبان فارسی نیستند, مجری
برنامه های معلومات عمومی و ادبیات فارسی تلویزیون "چو ایران نباشد تن مباد
هستند" که تنها هنرشان دلربایی از مردان بی کاره و نیمه تحریک شده ای است که
در نیمه شب از قسمتهای مختلف ایران و جهان به تلویزیون "چو ایران نباشد تن من
مباد" زنگ میزنند. و مجری برنامه که جز نشان دادن سر وسینه خود و پخش آهنگهای
درخواستی و در اوج خود بزبان راندن جملاتی از قبیل "قربونتون برم", "فداتون
بشم" و یا برگزاری یک مسابقه بی معنی, استعداد انجام هیچ کار دیگری را ندارد.
- درکیسه کردن خاک آمریکا در بسته های کوچک پلاستیکی با روبان پرچم ایران به
دورش و فروش آن بعنوان خاک ایران به مردم در بسته بندیهای
25,
75
و
150
دلاری به همراه سه پرچم ایران! یکی با آرم شیر و خورشید, یکی با آرم الله و یکی
هم بدون آرم که هر کسی هر آرمی را که خودش مایل بود بر روی آن بچسباند از دیگر
ابتکارات مدیران تلویزیون "چو ایران نباشد تن من مباد" جهت تلکه مردم است است
که البته از طریق سرودن شعرها و آهنگهای حماسی و ملی ( در کنار پخش آگهی
تبلیغاتی از کمربندهای لاغری در دوبی) به انجام میرسد.
- مدیر تلویریون "چو ایران نباشد تن من مباد" عاملان خود را وامیدارد که به
تلویزیون زنگ بزنند و در پخش مستقیم به مدیر برنامه فحش بدهند تا تماشاگران هر
چه بیشتر تحریک شده و کمکهای مالی بیشتری به تلویزیون پرداخت کنند. دوست دختر
مدیر تلویزیون هم در پشت صحنه, جلوی کامپیوتر نشسته است و با دیدن کمکهای مالی
که مردم که مرتبا به حساب تلویزیون واریز میشود (و قرار است جهت نجات ایران
مورد استفاده قرار گیرد) باباکرم میرقصد.
- مدیر تلویزیون در پخش مستقیم به گریه مینشیند و از "کلیه" و "قلب ناراحت خود"
که بزودی از کار خواهد افتاد برای بینندگانش صحبت میکند. مادری که تلفن میزند
و میگوید برای نجات ایران از پول شیر کودک خود کم کرده و ماهی
10
دلار به حساب تلویزیون "چو ایران نباشد تن من مباد" واریز خواهد کرد. مدیر
تلویزیون در حال ریختن اشک "به زور" و تنها "بخاطر نجات ایران" کمکهای این
مادر درد کشیده را قبول میکند. و وای به حال کسی که تماس بگیرد و با اشاره به
مشکلات و زجر ملت ایران در داخل کشور به کلاهبرداریهای تلویزیون "چو ایران
نباشد تن من مباد" اعتراض کند. در این صورت او بعنوان "مزدور" و "خائن به ملت
ایران" مورد شدیدترین حملات مدیر تلویزیون "چو ایران نباشد تن من مباد" قرار
میگیرد.
- بینندگان تلویزیون "چو ایران نباشد تن من مباد" پس از پخش بی ارزش ترین
برنامه ها تلفن میزنند و جمله کلیشه ای "ممنون از برنامه های خوبتون!" (که
شنیدن آن دیگر برای همه تهوع آور شده است) را بر زبان میرانند ....ووو صحنه های
دیگر که با هنرمندی بازیگران این برنامه دیدنی هر کدام خنده را بر لبان
بینندگان این برنامه دیدنی مینشاند.
در تئاتر "از ماهواره تا عشق" بهروز وثوقی هنرمند توانای سینما و تئاتر ایران
که در نقش پسر عموی مدیر تلویزیون هنرنمایی میکند, عاقله مردی دنیا دیده و
سردو گرم روزگار چشیده است که بعنوان پناهنده در آلمان زندگی میکند و زمانی که
به لس آنجلس می آید و وضعیت زندگی پسر عمویش و مدیر مدیر تلویزیون (هوشنگ
توزیع) را میبیند...... و دنباله ماجرا.
این
تئاتر بسیار لذت بخش عصر یکشنبه بمدت حدود
4
ساعت از حدود ساعت
18
الی
22
در سالن قدیمی و مجلل "شینا تئاتر" در استکهلم برروی صحنه رفت. هوشنگ توزیع و
بهروز وثوقی و سه بازیگر جوان (و فوق العاده هنرمند) این برنامه دیدنی مورد
تشویق و ابراز احساست شدید تماشاگران قرار گرفتند.
هوشنگ توزیع ضمن تشکر از حاضرین جهت حضور در محل با اشاره به سالن
برگزاری این برنامه گفت که تاکنون در چنین سالن تئاتری و در مقابل چنین
تماشگرانی به اجرای برنامه نپرداخته است. بهروز وثوقی که دیدنش پس از
سالها دوری از صحنه برای تماشاچیان بی اندازه لذتبخش بود و (مورد ابراز احساسات
جنون آمیز ایرانیان حاضر قرار گرفت) در پایان برنامه به امضای کتاب خاطرات خود
برای علاقمندانش پرداخت.
البته جا دارد اشاره ای نیز به ظاهر "شیک", آراسته و پر جلوه بیش از
1000
زن و مرد و دختر و پسر ایرانی شرکت کننده در این برنامه گردد که بودن در
کنارشان برای هر ایرانی حقیقتا لذتبخش, و افتخار آمیز بود.
|