www.stockholmian.com








مریم یزدانفر طرح ممنوعیت ختنه پسران نابالغ را به پارلمان ارائه کردمریم یزدانفر
استکهلمیان – نمایندگان مهاجر تبار پارلمان معمولا در راستای علائق گروههای مهاجر گام برمیدارند. اما مریم یزدانفر نماینده ایرانی تبار پارلمان سوئد از حزب سوسیال دمکرات این کشور طرحی را جهت تصویب به پارلمان ارائه نموده است که در تضادی مستقیم با علائق گروه قابل توجهی از جامعه مهاجر سوئد و از جمله جامعه ایرانیان این کشور قرار دارد و میتواند, در صورت تصویب, منجر به اعتراضات گسترده ای در این کشور گردد.

مریم یزدانفر در طرح مشترکی که با هیله وی لارشون نماینده دیگر حزب سوسیال دمکرات تنظیم و تسلیم پارلمکان نموده است خواستار ممنوعیت ختنه پسران نابالغ در سوئد شده است. مریم یزدانفر در طرح پارلمانی خود, دفاع از آزادی مذاهب و مبارزه با اعمال تبعیض نسبت به افراد بدلیل مذهب یا پیشینه قومی شان را مورد تاکید قرار میدهد اما در عین حال ادامه میدهد که ختنه پسران نابالغ نه تنها بخشی از این موارد نیست بلکه در تضاد با معیارهای جامعه سوئد قرار دارد و نوعی تجاوز به حقوق کودکان بشمار میرود.

در این طرح پارلمانی آمده است که ختنه پسران نابالغ با معیارهای کشوری مانند سوئد که از امضاء کنندگان کنوانسیون کودکان سازمان ملل متحد جهت دفاع از حقوق انسانی کودکان است همخوانی ندارد. به عقیده مریم یزدانفر حق انتخاب یک کودک در این مورد میتواند با حق والدین مبنی بر انتخاب نوع تربیت فرزندانشان در تضاد باشد. مریم در این زمینه به مورد "تنبیه بدنی" اشاره میکند که معیارهای جامعه سوئد, توجه به حقوق انسانی کودک را در این زمینه برتر از حق والدین در انتخاب نوع تربیت کودکانشان تشخیص داده و درنتیجه هر گونه تنبیه بدنی را ممنوع نموده است. و این ممنوعیت بدون توجه به فرهنگ, مذهب و یا آداب و رسوم گروههای مختلف جامعه صورت گرفته است. مریم یزدانفر معتقد است که همین نگرش میبایست در مورد ختنه پسران نابالغ نیز مورد استفاده قرار گیرد.

مریم یزدانفر در طرح پارلمانی خود همچنین اشاره میکند که تا همین چند سال قبل ازدواج کودکان در سوئد برای خانواده هایی که به تابعیت سوئد در نیامده بودند مجاز بوده است. در واقع تا چند سال قبل در حالی که سن قانونی ازدواج برای اتباع سوئد
18 سال تمام بود, دختران خانواده های غیر سوئدی مجاز بودند که از سن 15 سالگی به عقد فرد دیگری درآیند. مریم یزدانفر اشاره میکند که سوئد در این زمینه مورد انتقاد سازمان ملل قرار گرفت که سوئد را متهم نمود که ازدواج کودمان را به رسمیت شناخته اشت. تا اینکه انتقادات سرانجام منجر به تغییر قانون در سوئد شد و از چند سال پیش سن اردواج برای همه دختران و پسران در سوئد 18 سال تمام است.

در بخش دیگر این طرح پارلمانی به ممنوعیت ختنه دختران در سوئد نیز اشاره شده است و اینکه چنین عملی در قوانین سوئد تنها پس از رسیدن دختر به سن
18 سالگی و موافقت خود وی قانونی خواهد بود.

به عبارت دیگرمنظور از طرح پارلمانی مریم یزدانفر این است که حق انتخاب یک کودک اعم از دختر یا پسر که خود در آینده بتواند تصمیم بگیرد که آیا مایل است عضوی از بدن او از تنش جدا شود یا خیر میبایست بمانند دیگر موارد اشاره شد, بر حق والدین در تصمیم گیری و انتخاب نوع تربیت  فرزندانشان ارجحیت داشته باشد. در واقع طرح پارلمانی مریم یزدانفر خواستار ممنوعیت ختنه در اصل آن نیست بلکه مایل است که تصمیم گیری در مورد انجام آن پس از رسیدن کوک به بلوغ فکری در اختیار خود وی قرار داده شود.

مریم یزدانفر در طرح پارلمانی خود به تغییر قوانین ختنه پسران در سوئد در سال
2001 اشاره میکند که منجر به بالا بردن امنیت پزشکی این کودکان گردید (مقاله مفصلی قبلا در این رابطه در استکهلمیان منتشر شده است).  اما مریم یزدانفر با وجود بهبودیهای حاصل شده در زمینه بالا بردن امنیت پزشکی این کودکان پس از تغییر قوانین ختنه پسران در سال 2001 این قوانین را کماکا در تضاد با حقوق کودکان میداند.

کسب موافقت  نوزاد!
مریم یزدانفر با اشاره بسیار جالبی به یکی از بندهای قوانین جدید ختنه پسران مربوط به سال 2001 که در آن آمده است "کودک باید با انجام عمل ختنه موافقت داشته باشد" این سوال را مطرح میکند که کسب چنین موافقتی از یک نوزاد تازه متولد شده چگونه میبایست صورت گیرد!؟ او اضافه میکند که حتی در مورد کودکان کمی بزرگتر نیز چنین توقعی (کسب موافقت کودک) توقعی غیر انسانی است چون در این صورت مسئولیت اعتراض در این رابطه عملا از فرد بزرگسال به یک کودک انتقال داده میشود, کودکی که در عذاب وجوان و در مقابل والدینی قرار دارد که از انجام عمل ختنه حمایت میکنند. 

"پوست جلوی آلت "پوست مرده" نیست!"
مریم یزدانفر در ادامه طرح پارلمانی خود مینویسد:

"با وجود همه ادعاهای مطرح شده در زمینه فواید ختنه, این امری ثابت شده است که پوست جلوی آلت "پوست مرده" نبوده و نه تنها قسمتی از بدن است, بلکه قسمتی از بخشهای لذت پذیر جنسی بدن نیز هست که دارای مویرگ بوده از احساس تکامل یافته ای برخوردار است. اگر پوست جلوی آلت کاربردی نداشته باشد باید این سوال را از خود بپرسیم  پس چرا پسربچه ها با آن متولد میشوند. همه دیگر اعضای بدن انسان که کاربرد دارند".

بحث بر سر درست یا غلط بودن ختنه نیست
اما مریم یزدانفر در طرح  پارلمانی خود با این وجود سوال مهم را بحث بر سر درست یا غلط بودن ختنه نمیداند:

"سوال مهم این نیست که آیا ختنه افراد مذکر درست است یا اشتباه. در این مورد عقاید متفاوت است. حتی در میان خود مردان ختنه شده. مردان ختنه شده ای وجود دارند که مزیت هایی در آن میبینند. خطر ابتلا به انزال پیش از موعد میتواند بواسطه ختنه کاهش یابد چون درجه حساسیت کاهش می یابد. گروه دیگری به مزایای بهداشتی و کاهش خطر ابتلا به بیماریهای مقاربتی اشاره میکنند.  اما هیچ فرقی نمیکند که مزایا یا معایب ختنه افراد مذکر بیشتر است یا کمتر. منظور ما ممنوع کردن ختنه در اصل خود نیست. به همین واسطه صحیح آن است که فردی که مورد این عمل قرار میگیرد خود بتواند در مورد آن تصمیم بگیرد. تصمیم گیری پیرامون قطع کردن قسمتی از بدن, هر چقدر کوچک یا بزرگ, بدون اینکه دلایل پزشکی برای آن وجود داشته باشد باید بر عهده خود شخصی که این عمل قرار است بر روی وی انجام گیرد اتخاذ گردد."

مریم یزدانفر در پایان طرح پارلمانی خود مینویسد:

"مخالفتهای با ختنه کودکان همواره توسط "نیروهای سیاه"  ضد یهود و اسلام سیتز صورت گرفته است. توجه به حقوق کودکان هرگز در مقابل چشمان این مردان سیاه بین قرار نداشته است"

و اضافه میکند:

"آزادی مذهب و حق والدین در انتخاب نوع تربیت فرزندانشان میتواند در برخی موراد به تضاد با حقوق کودکان مبدل شود. در آن زمان نمیتوان بصورت اتوماتیک از حقوق کودکان صرف نظر نمود. در زمینه ختنه افراد مذکر میبایست حداقل سنی در مواردی که نیاز پزشکی برای آن وجود ندارد مورد بررسی قرار گیرد. موافقت هر پسرچه/مردی باید مجوز اساسی هر گونه دستبرد بدنی  قرار گیرد".

مریم یزدانفر (حزب سوسیال دمکرات)
هیله وی لارشون (حزب سوسیال دمکرات)  

طرحی منطقی, انسانی و دمکراتیک...اما...
اگرچه طرح پارلمانی ارایه شده توسط مریم یزدانفر در اصل خود طرحی منطقی, انسانی, دمکراتیک و قدمی در راه صحیح است اما از چند جهت مورد سوال بسیاری از مهاجرین قرار گرفته است. نخست اینکه چرا چنین اولویتی به چنین طرحی داده شده در حالیکه تجاوزات مشابه و بمراتب جدی تر به حقوق کودکان بصورت روزانه در سوئد صورت میگیرد اما هنوز منجر به ارائه طرحی در پارلمان نشده است.

مجبور نمودن کودکان در استفاده از پوشش های اجباری به صورتهای مختلف, مجبور نمودن کودکان حتی
9 و 10 ساله به خودداری از خوردن, آشامیدن  و بسر بردن در تشنگی و گرسنگی در مواردی بیش از 15 ساعت از شبانه روز و.... تنها چند نمونه از تجاوزات به حقوق کودکان است که مرتبا در سوئد صورت میگیرد اما توجه به آن هنوز به فکر هیچ نماینده پارلمانی در سوئد خطور نکرده است و منع قانونی در رابطه با آن وجود ندارد.

اما در عوض ختنه کودکان پسر که حداقل برخی مزایای پزشکی و بهداشتی آن به اثبات رسیده است ناگهان در اولویت نخست قرار میگیرد و  پوست جلوی آلت ناگهان "زنده" و "دارای احساس" میشود و مطرح نمودن آن تبدیل به یکی از اولین طرح های ارایه شده توسط یک نماینده مهاجر تبار به پارلمان میگردد. اگرچه طرح ارائه شده توسط مریم یزدانفر گامی در جهت کاملا صحیح است, اما شاید کسی بتواند این ضرب المثل پر معنی فارسی  را در رابطه با حقوق کودکان مهاجر در سوئد برای نمایندگان پارلمان سوئد ترجمه نماید که "خانه از پای بست ویران است, خواجه در بند نقش ایوان است".

در هر صورت چنانچه طرح ارایه شده توسط مریم یزدانفر از حزب سوسیال دمکرات سوئد به پارلمان به نتیجه برسد, و قدرت اجرایی یابد, ممکن است جامعه مهاجر سوئد و از جمله ایرانیان مقیم این کشور در آینده مجبور شوند که بجای کودکان پسر خود, جوانان "سبیل کلفت"
18 و 19 ساله ای را از طریق تطمیع یا تهدید حاضر به بجای آوردن "سنت" نمایند که به دلایل آشکار کار بمراتب دشوار تری خواهد بود, چرا که کمتر عاقله مردی حاضر خواهد شد که "سری را که درد نمیکند دستمال بسته" و تکه پوست بی آزاری را از بدن خود جدا سازد. خصوصا اینکه اکثریت دیگر همسالان این جوانان در سوئد نیز مورد چنین عملی قرار نمیگیرند و زنان و دختران جامعه ای که این جوانان در آن زندگی میکنند نیز ختنه را امری "ضروری" تلقی نمیکنند.

از دیگر پیامد های احتمالی چنین طرحی نیز این خواهد بود که برخی از خانواده های مهاجر, کودکان پسر خود را یا بصورت غیر قانونی در سوئد ختنه کرده و یا جهت انجام ختنه به کشورهای سابق خود خواهند بود که کشف شدن مراتب آن در سوئد این والدین را درگیر پروسه های پر دردسر حقوقی خواهد نمود.

آدرسهای مربوط
متن اصلی طرح ارائه شده توسط مریم یزدانفر به پارلمان سوئد (زبان سوئدی)

آمار
تخمین زده میشود که هر ساله حدود 3000 تا 5000  ختنه اطفال (پسر) در سوئد صورت میگیرد. همچنین بنا بر آمار سازمان بهداشت جهانی 20 درصد از کل مردان در کشورهای در حال توسعه ختنه شده هستند. در غرب 35 درصد از کل مردان ختنه شده اند.

ختنه, معیاری جالب توجه جهت درک میزان تحمل فرهنگها از یکدیگر
اگر از یک والدین ایرانی پرسیده شود که آیا مایلند دختر خود را ختنه کنند پاسخ اکثریت مطلق آنان بی شک توام با نفرت و انزجار خواهد بود. در حالی که اگر همین سوال از برخی والدین آفریقایی پرسیده شود پاسخ برایشان همانقدر طبیعی است که از یک خانواده ایرانی بپرسیم که آیا مایل به ختنه پسران خود هستند یا نه. و در مورد بسیاری از سوئدیها پاسخ در مورد هم ختنه پسران و هم ختنه دختران بمانند واکنش ایرانیان در مقابل ختنه دخترانشان است.

برخی سنن و آداب و رسوم مذهبی آنچنان با معیارهای جامعه در آمیخته اند که از سنن مذهبی فراتر رفته و به سننی ملی تبدیل شده اند. امروزه ختنه پسران برای بسیاری از خانواده های ایرانی که حتی  پایبند اصول مذهبی نیستند همانقدر از واجبات است که برای بسیاری از خانواده های آمریکایی غیر مسلمان یا غیر یهودی.  در واقع ختنه را باید تا حدود زیادی سنت "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو" دانست.

در ایران به طنز گفته میشد که  "اگر شلوار پسران آقایان احسان طبری تئوریسین و نظرپرداز بزرگ مارکسیست و یا نورالدین کیانوری از رهبران حزب توده را هم پایین بکشید بی شک با همان "منظره ای" مواجه خواهید شد که  شلوار فرزند پسر فلان آیت الله را به زیر بکشید".  این توضیحی طنز آمیز در مورد برخی سنن مذهبی است که ماهیت مذهبی خود را در ایران از دست داده و به آداب و رسوم ملی تبدیل شده اند که امروزه پیروی از آن برای اکثریت جامعه از بدیهیات است. شاید باز هم بر پایه همان اصل "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو".

ایرانیان مقیم سوئد و ختنه

در مورد ایرانیان مقیم سوئد, بنا
بر همین اصل, بخش قابل توجهی از والدین ایرانی با این استدلال که کودکانشان در جامعه جدیدی زندگی میکنند و باید از لحاظ "قیافه" نیز مانند دیگر دوستان خود باشند تا برای مثال بهنگام دوش گرفتن در سالنهای ژیمناستیک مدرسه مورد تمسخرکودکان سوئدی قرار نگیرند, از ختنه پسران خود خودداری کرده اند. و امروزه پسران ایرانی تباری بسیاری در سوئد وجود دارند که ختنه نشده اند.

اما بخش دیگری از والیدن ایرانی مقیم سوئد که بی شک  در اکثریت هستند, کماکان هم به دلایل مذهبی و هم به دلایل فرهنگی که "مبادا موقع زن گرفتن و ازدواج با یک دختر ایرانی آبروریزی شود"  در سوئد نیز فرزندان پسر خود را ختنه میکنند و یک بار برای همیشه خود را از فکر و خیال مشکلات احتمالی و "آبروریزی" به هنگام "زن گرفتن" در آینده نجات میدهند.

همکار استکهلمیان از یک والدین ایرانی که پسران خود را در سوئد ختنه کرده اند میپرسد: "حال اگر پسر ختنه شده شما در آینده بخواهد زن سوئدی بگیرد تکلیف چه خواهد بود. آیا همین "آبروریزی" بصورت برعکس اتفاق نمی افتد؟". و پاسخی جالب و پر از طنز, اما در عین حال پر معنی دریافت میکند:  نه, اول اینکه این روزها در سوئد از هر "دو جورش" وجود دارد و دیگر غیر طبیعی نیست اما در ایران فقط "یک جورش" وجود دارد و در نتیجه "جور" دیگرش غیر طبیعی خواهد بود!  و دوم اینکه عروس خانم های سوئدی همیشه قبل از ازدواج "بسیکت" (کنترل) میکنند و در نتیجه بعدا شوکه نخواهند شد! در حالیکه در ایران امکانات "بسیکت" و "معاینه قبلی" برای عروس خانم ها یا وجود ندارد و یا بسیار محدود است.

در هر حال این هم استدلالی از سوی یک خانواده ایرانی مقیم سوئد پیرامون ختنه پسرانشان است. اگرچه برخلاف تصور این والدین ایرانی امروزه امکان "بسیکت" و "معاینه" قبل از ازدواج برای عروس خانم ها  در ایران نیز دست کمی از سوئد ندارد, و ایران, حداقل در این مورد, یکی از مترقی ترین کشورهای اسلامی خاورمیانه بشمار میرود!.

"ختنه سوران" در سوئد
در زمان قدیم در ایران, ختنه پسران خانواده همراه با مراسم جشن و شادمانی بهمراه بود که "ختنه سوران" نامیده میشد. تصور همکاران استکهلمیان بر این بود که این مراسم درمیان ایرانیان سوئد منسوخ شده است!,  چون حداقل همکاران استکهلمیان تاکنون در سوئد به هیچ جشن "ختنه سوران" دعوت نشده بودند!. اما پس از انتشار خبر چند سال قبل استکهلمیان در مورد قوانین ختنه پسران در سوئد, تعداد قابل توجهی ئی میل از سوی خانواده های ایرانی مقیم سوئد به سایت ارسال گردید مبنی بر اینکه " خیلی خوب هم ختنه سوران میگیریم"!

در زمان قبل از انقلاب, مراسم "ختنه سوران" عاقله مردهای خارجی که به دین اسلام میگرویدند سوژه بسیاری از برنامه های طنز رادیو تلویزیون ملی آن زمان ایران بود و سریال مشهور "ایتالیا ایتالیا" با شرکت زنده یاد "نوذر آزادی" در نقش اول بنام  "قاطبه" که خود را جهت کلاهبرداری بعنوان یک ایتالیایی جا زده  و قرار بود به دستور عروس خانم (با هنرنمایی شهلا) توسط "شیر علی قصاب" مورد "سنت" قرار بگیرد از مشهورترین نمونه های آن بشمار میرود.
 

uppehållstillstånd socialbidrag räntorna räntan ränta persisktalande persiskt persiska persisk persien perser migrationsverket migrationsminister iranskt iranska iransk iranier iran invandrarverket invandrarverk invandrare främlingsfientligt främlingsfientliga främlingsfientlig farsi asylsökande asyllagen asyllag asyl tehran teheran

www.stoc  2007.01.03

© 2006 Stockholmian. All rights reserved.
تمامی حقوق برای استکهلمیان محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از استکهلمیان در رادیو, تلویزیون و مشابه آن با ذکر واضح "استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی یک مطالب از استکهلمیان در سایتهای اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل "کلیک" به آن مطلب در استکهلمیان مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح "استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز است.