برگردان پارسی نامه کنت اکه روس نماینده پارلمان از حزب دمکراتهای سوئد به برزو توکلی
استکهلمیان – کنت اکه روس نماینده پارلمان از حزب دمکراتهای سوئد (تصویر بالا) نامه ای را در پاسخ به مطلبی که  هفته گذشته از سوی یک ایرانی بنام "برزو توکلی" در روزنامه دی ان چاپ استکهلم منتشر شد به رشته تحریر در آورده است که آن نیز در روزنامه دی ان منتشر شده است.

نامه این نماینده پارلمان از حزب دمکراتهای سوئد به پارسی برگردانده  شده است. پیوند به متن اصلی (سوئدی) این نامه در وب سایت روزنامه دی ان در پایان همین مطلب در دسترس علاقمندان قرار دارد.

توضیح اینکه با توجه به هزینه بسیار بالای ترجمه متون از سوئدی به پارسی استکهلمیان نیز که بمانند هر موسسه دیگری دارای بودجه و امکانات محدود است مجبور به انتخاب و اولویت گذاری است و انتخاب سردبیر این بود که  آگاهی یافتن از نظرات یک فرد غیر ایرانی برای خوانندگان استکهلمیان جالب تر از یک ایرانی هموطن خواهد بود که مرتبا از طرق دیگر نیز منعکس می شود. به این واسطه, و با توجه به هزینه بسیار سنگین ترجمه متون, تنها نامه نماینده سوئدی پارلمان به پارسی ترجمه شده است و در مورد مطلب برزو توکلی و نیما غلامعلی پور اجبارا به قرار دادن متن سوئدی بسنده شده است.

*****************

من آگاهانه در دادن پاسخ به نامه ات کمی تامل کردم. جریانات  دور و بر این نامه واقعا مرا تعجب زده کرد و باعث شد تا اندکی تامل کنم. ابتدا روزنامه دی ان 10.000 نسخه از نامه ترا چاپ می کند و بعد از آن یک مطلب خبری هم در مورد آن می نویسد. روز بعد روزنامه اکسپرسن همان نامه را چاپ می کند و بعد دوباره خودت جواب بلندی به نامه خودت مینویسی. تصور نمیکنم رویداد مشابهی تاکنون در مطبوعات سوئد اتفاق افتاده باشد.

 وقتی نامه ات را میخوانم خیلی سریع احساس می کنم که اصولا تو نه من و نه حزبم را میشناسی. من هم تو را نمی شناسم و به همین دلیل چنین نامه نگاریهایی در بزرگترین روزنامه های کشور دردی نه از من و نه از تو دوا می کند. من از اینکه تو و خانواده ات موفق شده اید زندگی خوبی در سوئد برای خود بسیازید خوشحالم. من برای تک تک مهاجرینی که در سوئد موفق می شوند خوشحالم. اما مشکل اینجاست که تو در اقلیت هستی. تو مایلی اینگونه وانمود کنی که نماینده آن مهاجرانی  هستی که امروز به سوئد می آیند,  در حالیکه تو متعلق به گروه کوچکی از ایرانیان تحصیل کرده و سکولار هستی. حقیقت مهاجرینی که سوئد امروز در مقابل آن قرار گرفته است چیز دیگری است, بسیاری از این مهاجرین در عمر خود به مدرسه نرفته اند. آیا این احساس خطر را درک نمی کنی که معیارهایی که جامعه ما را ارتقاع داده است  می تواند در زیر سیل یک مهاجرت بزرگ تشکیل شده از افرادی با ارزش ها و سیستم اخلاقی کاملا متفاوت از بین برود؟ آیا من تنها بواسطه اینکه مایلم به پناهندگان در نزدیکی محل زندگیشان کمک کنم و به جای سرازیر کردن سیل مهاجرت به سوئد جان انسانهای بیشتری را نجات دهم و همزمان امکانات بیشتری در اختیار افراد ضعیف و مریض کشورمان قرار دهم انسان بدی هستم؟ امکانات بیشتر برای بازنشستگان فقیری که در پایان ماه پول خرید غذا ندارند, برای قربانیان جرایم, برای افراد مریضی که امروز بواسطه کمبود امکانات درمانی میمیرند؟

من ادعا نمی کنم که انسان بی عیبی هستم. من هم اشتباهاتی کرده ام که بهای آن را نیز پرداخته ام. من سیاستمداری نیستم که به هر قیمتی بخواهم محبوب باشم. محرک من تشویق ها و لبخندهای مصنوعی نیست. من معنی "به مدر روز" رفتار کردن را نمی فهمم. من یک نرد هستم. یک انسان رقابت طلب. انسانی که همه وجودش پر از احساس است.  محرک من تفکر به آزادی و ایده جامعه ای فارغ از ظلم و ستم است. جامعه ای که انسانهایش بدون تر س از مجازات, توهین,  اخراج شدن از محل کار یا ضرب و شتم جرات ابراز نظر در مورد حتی موضوعات حساس را داشته باشند. محرک من حفظ کردن آرمان هایی است که سوئد را به پیشرفت رسانده است. پیشرفت سوئد چیزی نبوده که یکدفعه از آسمان به زمین افتاده باشد بلکه حاصل تلاش نسلی از افراد دارای پشتکار, میراث اندیشه, کمک صنعتگران, سرمایه های اجتماعی و اقتصادی, اعتماد به یکدیگر, قابلیت سازمان دهی, وجدان کاری ووو بوده است. موفقیت سوئد همچنین مدیون وجود هویتی مشترک استوار بر پایه های فرهنگی و تاریخی است. ارزش های مشترکی که منتهی به صلح, ثبات, دمکراسی گردیده و منجر به شکوفایی اقتصادی و رشد کشوری مرفه شده است. کشوری مرفه و استوار بر پایه های ارزش های مشترکی که افراد توانمند در آن آماده اند تا تروق خود را با گروهی که سهم کمتری از آن دارند تقسیم کنند چرا که احساس می کنند عضوی از یک هویت مشترک هستند. ارزش های مشترک و رفاهیتی که با گذشت هر روز مرتبا کم رنگتر می شود.

می توانید اسم مرا هر چه که بخواهید بگذارید اما من آدم ترسویی نیستم. من از بیان کردن آنچه به آن اعتقاد دارم نمی ترسم حتی اگر باعث شود برای هر روز زندگیم مورد تهدید قرار بگیرد و مجبور به استفاده از حفاظت پلیس باشم.

 تو ادعا کردی که من از تو متنفرم چون مسلمان هستی. این حقیقت ندارد. من از هیچ انسانی  تنها بواسطه باورش یا عقاید سیاسی اش متنفر نیستم. اما هیچوقت این موضوع را مخفی نکرده ام که آموزه های اسلام را مشکلی بزرگ میدانم.  من مخالف قسم خورده هم اسلامیسم و هم کمونیسم هستم و تا زمانی که زنده ام همه تلاشم را بکار می برم تا نفوذ این دو ایدئولوژی ضد بشری  در کشورم  را به حداقل برسانم.

تو گفته ای که مقاله ای از من در وبلاگم و نظرات مردم در زیر آن باعث شده است که نامه ات را بنویسی.  نظرات افراد ناشناسی که من نه تایید کرده و نه حتی خوانده ام. نظراتی غیر قابل قبول که من به هیچ وجه مورد تایید قرار نمی دهم. نوشتن نامه کامل تنها بر اساس تداعی کار سختی نیست. حتی تا جایی پیش می روی که مسئولیت اظهار نظرهایی را که کنترلی بر آن نیست را بر عهده من میگذاری.

مینویسی که من در "پلیس سابقه دارم" چون مخالفان سیاسی من بجای بحث کردن با من از دست من به پلیس شکایت می کنند. من هیچوقت سابقه محکومیتی نداشتم و حتی مضنون به ارتکاب جرمی نبوده ام. تو به نادرستی مینویسی که من در تابستان سال 2010 به زن جوانی در کونگزهولمن توهین کرده ام در حالیکه کاملا روشن است که من اصولا هیچ حرفی به آن زن نزدم.

نمی خواهم باور کنم که هدفت  پخش کردن مطالب دروغ در مورد من است بلکه شاید خیلی ساده اینطور باشد که تصمیم گرفته ای همه مطالبی که در مورد من پخش می شود را باور کنی. اما در مورد تو هم مطلب نوشته می شود. بسیاری از ایرانیان مهاجر در وب لاگهای خود نسبت به اینکه  تو در نامه ات از سعید سلطانپور نقل قول کرده ای عکس العمل های شدیدی نشان داده اند.  فردی که از نظر آنان یک تروریست سیاسی است که خون بسیاری از انسانها بر وجدانش سنگینی می کند. در مورد تو می نویسند که در ایران کمونیستی بودی که برای برپایی دیکتاتوری پرولتاریا مبارزه میکردی و در مقابل مدرنیزه شدن ایران ایستادی. گفته می شود که تو در جنبشی سهیم بودی که منجر به سقوط شاه و بروی کار آمدن اسلامیست هایی  شد که هر چه از آزادی و حق  و حقوق انسانی را که تصورش را بکنی در ایران از بین بردند. در مورد تو می نویسند که عاشق جامعه چند فرهنگی هستی اما در محله ای در قلب استکهلم زندگی می کنی که از آن دورتر با جامعه چند فرهنگی نمی توان زندگی کرد. آیا باید به همه مطالبی که دیگران در مورد تو نوشتند همانطور که تو به همه مطالبی که دیگران در مورد من نوشته اند اطمینان کردی اطمینان کنم؟

تصور نمی کنم که این روشی سازنده برای شناختن انسانهای دیگر باشد. اگر میخواهی مرا بشناسی نظرات خودم را بشناس و با گذشته ای که زندگی امروز مرا فرم داده آشنا شو و در اینصورت با خودت بصورت فردی و خصوصی وارد بحث می شوم. برای ادامه این بحث در رسانه ها هیچ علاقه ای ندارم. اگر واقعا علاقه داری که با من آشنا شوی و عقایدم را بدانی با کمال میل روزی به یک ناهار دعوتت می کنم. برایم ایمیلی بفرست تا زمانی را مشخص کنیم.

کنت اکه روس – نماینده پارلمان از حزب دمکراتهای سوئد

پیوندهای مربوط
Till Borzoo Tavakoli från Kent Ekeroth, SD

برزو توکلی چه گفت, و نیما غلامعلی پور و اردوان خوشنود چه جواب دادند؟
 استکهلمیان
در طی هفته گذشته  مقاله سه ایرانی تبارساکن سوئد که در دو سوی کاملا متفاوت از طرز تفکر سیاسی قرار گرفته بودند در رسانه های سوئدی بازتابی گسترده داشت.

از یک سو  مقاله "برزو توکلی" صاحب شرکت  63 ساله و ساکن محله سوئدی و بسیار اعیان نشین "اوستر مالم" در استکهلم  تحت عنوان "به کنت اکه روس نماینده پارلمان از حزب دمکراتهای سوئد."

و از سوی دیگر پاسخ نیما غلامعلی پور ایرانی 33 ساله ساکن محله مهاجر نشین , و با معیارهای سوئدی فقیرنشین,  "فوسیه" در شهر مالمو واقع در جنوب سوئد تحت عنوان "دیدگاه بدی از محله اوسترمالم و  همچنین
اردوان خوشنود پزشک 31 ساله ایرانی تبار شهر مالمو که در زمان وقوع انقلاب اسلامی در ایران هنوز بدنیا نیامده بود.

دو مقاله تنها به زبان سوئدی و مقاله سوم (اردوان خوشنود) هم به زبان سوئدی و هم به زبان پارسی در دسترس است.

مقاله برزو توکلی
Till Kent Ekeroth, ­riksdagsledamot för SD

پاسخ نیما غلامعلی پور
Dåligt perspektiv från Östermalm

پاسخ اردوان خوشنود
اردوان خوشنود,  پزشک جوان ایرانی , رهبر پیشین شاخه جوانان حزب مدرات سوئد و سیاستمدار و نماینده فعلی حزب دمکرات مسیحی در شورای پلیس شهر مالمو نیز از جمله چهره های فعال اجتماعی ایرانی است که به نامه بروز توکلی خطاب به "کنت اکه روس" نماینده پارلمان از حزب دمکرات مسیحی واکنشی نشان داده است. پاسخ اردوان خوشنود نیز نیز به بحث های زیادی در شبکه های اجتماعی سوئد دامن زده است.

ارودان خوشنود در زمان  وقوع انقلاب اسلامی هنوز بدنیا نیامده بود. وی در سال 1982 در تهران متولد شده است. پدر اردوان در اواسط دهه 1980 از ایران به اروپا آمد و او  و مادرش چند سال بعد به او ملحق شدند. آنها ابتدا بمدت 10 سال در نروژ و سپس در سال 1999 به شهر مالمو در سوئد نقل مکان نمودند. شهری که او کماکان در آن زندگی می کند.

اردوان خوشنود توجه به وضعیت ایران را در  اولویت فعالیتهای سیاسی خود قرار داد. در زمان رهبری او در شاخه جوانان حزب مدرات در شهر مالمو, وب سایت این حزب مملو از اطلاعات در مورد ایران و حتی  خوانندگان ایرانی مانند داریوش و سیاوش قمیشی بود! اما تمامی این اطلاعات بمجرد استعفای او توسط هم حزبیهای قبلی اش سریعا از این وب سایت حذف گردید.

شایان ذکر است که اردوان خوشنود و برادرش آروین خوشنود سالها از دوستان حزبی نزدیک توبیاس بیلستروم وزیر مهاجرت فعلی سوئد بوده اند.

توبیاس بیلستروم در زمان رهبری اردوان بر شاخه جوانان حزب مدرات در مالمو, نماینده این شهر در پارلمان سوئد بود. اما اردوان بدنبال اختلافات سیاسی, از جمله با توبیاس بیلستروم, از حزب مدارت کناره گرفت و روزنامه های سوئد تا مدتها صحنه حمله این دو به یکدیگر بودند. اردوان خوشنود در مورد توبیاس بیلستروم وزیر فعلی مهاجرت از حزب مدارت و هم حزبی سابق خود از جمله نوشته بود:

"در زمانی که من رهبر شاخه جوانان حزب مدرات در شهر مالمو بودم, توبیاس بیلستروم نماینده پارلمان حزب مدرات از شهر مالمو به من اخطار کرد که نوشتن مطالب انتقادی شدید از حکومت اسلامی ایران را متوقف کنم. روسای چندین انجمن حزبی دیگر حزب مدرات در شهر مالمو از جمله لارش هد اوکر نیز همین توصیه را به من نمودند که صدای آنها بر روی نوار موجود است. پس از استعفای من از مقام رهبری شاخه جوانان حزب مدرات سوئد در مالمو همه مقالات انتقادی من از حکومت اسلامی از وب سایت حزب پاکسازی گردید و همزمان نیز دو طرح پیشنهادی من در مخالفت با حکومت اسلامی توسط شورای رهبری شاخه جوانان حزب و شخص توبیاس بیلستروم از دستور کار خارج شد".

اردوان خوشنود آخرین مطلب وب لاگ خود را تحت عنوان "به برزو توکلی"  منتشر کرده است که ده ها کامنت و اظهار نظر در پایان آن از سوی عمدتا مخاطبان سوئدی منتشر شده است. برگردان پارسی این مطلب در ذیل در استکهلمیان در دسترس خوانندگان قرار دارد. متن اصلی این نوشته در وب لاگ ارودان خوشنود در پیوند پایان همین مطلب در دسترس علاقمندان قرار دارد.

******************************

به برزو توکلی.......

نامه ات خطاب به "کنت اکه روس" که به طور عجیبی در روزنامه "دی ان" منتشر شده بود را خواندم.

انتقاداتت نسبت به  "کنت اکه روس" طبیعتا باید از جانب خود او پاسخ داده شود و من دخالتی در آن نمی کنم.  اما من بعنوان یک ایرانی  احساس می کنم که تعهدی بزرگ در مقابل سوئد و ایران دارم که به نوشته پر از نفرت تو نسبت به ما ایرانیانی که شاه ایران را دوست داریم پاسخگو باشم.

برزو, واقعیت این است که در زمان شاه ایران تو در مقابل کوشش های او برای مدرنیزه کردن کشور ایستادی. این تو و امثال تو بودید که زمانی که او در دهه 1960 میلادی به زنان ایران حق رای داد در خیابان ها دست به اعتراض زدید.

تو و رفقایت از هر آنچه او انجام داد تنفر داشتید و تمام کوششتان را بکار بردید تا کشور را به هرج و مرج بکشانید.  تو و دوستانت ایران  و مردمش را فدای ایدئولوژی کمونیستی خودتان کردید.

تو برزو, تلاشهای تو برای برقراری دمکراسی در ایران نبود. تو برای  برقراری دیکتاتوری پرولتاریا میجنگیدی. تو ایرانی را میخواستی که زیر سلطه شوروی باشد. شاید مسلمان نباشی و باور مذهبی نداشته باشی, اما هنوز پایبند به باور کمونیستی و ایدئولوژی ضد دمکراتیک خودت هستی, و این از تمامی سطور نامه ات پیداست.  خصوصا در آنجا که از تروریست محکومی به نام سعید سلطان پور نقل قول میکنی.

سلطان پور از اعضای یک سازمان تروریستی و وابسته به شوری بنام "چریکهای فدایی خلق" بود. همین که تو نامه ات را به نقل قول از فردی مانند سلطان پور آلوده میکنی  که تمام موجودیتش در راستای نابودی کشورش و اجرای فرامین اتحاد جماهیر شوروی در حرکت بود بخوبی نشان دهنده پیشینه و اندیشه توست.

من شکی در این که تو در زمان شاه زندانی بودی ندارم. ایران در آن زمان با تمان قدرت, و به حق,  در مقابل کمونیست های تروریستی که تو بخشی از آن بودی ایستاده بود.

اجازه بده به پرسش سلطان پور که "چه بر سر کشورم آمد؟" پاسخ  بدهم.  ایران با مردمی مرفه و با سرعت بسوی مدرنیزم در حرکت بود. تا اینکه کمونیست ها و اسلامیون تصمیم گرفتند  که دست در دست یکدیگر بگذارند و کشوری را به نابودی کامل بکشند. و بعد... بعد چه اتفاقی افتاد؟ بله برزو. وقتی تو و دوستان کمونیستت در ایران کارتان را تمام کردید, کوله پشتی و چمدانتان را برداشتید و هموطنانتان را در جهنمی در پشت سرتان باقی گذاشتید.

من هیچ مخالفتی با اینکه تو  به اکه روس, راینفلت و یا خود من انتقاد کنی ندارم. این بخشی از آن دمکراسی است که تو و سلطان پور و رفقایت در زمان شاه برای از بین بردن آن کوشیدید.  اما از سوی دیگر خیلی پررویی می طلبد که تویی که یک بار در نابودی کشوری سهیم بودی, اینک  دم از دمکراسی میزنی.

اردوان خوشنود
پزشک و محقق

پیوندهای مربوط
Till Borzo Tavakoli från Nima Ghomal Ali Pour
 

وب سایت مورد علاقه خود را "لایک" کنید, نظرات خود را در مورد این مطلب با دیگران در میان بگذارید و از نظرات دیگران آگاه شوید: صفحه رسمی استکهلمیان در فیس بوک



Anpassad sökning

 



 


 

www.stoc  2013.12.02

© 2013 Stockholmian. All rights reserved.
تمامی حقوق برای استکهلمیان محفوظ است. بیان شفاهی بخش یا تمامی یک مطلب از استکهلمیان در رادیو, تلویزیون و مشابه آن با ذکر واضح "استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز است. هر گونه  استفاده  کتبی از بخش یا تمامی یک مطالب از استکهلمیان در سایتهای اینترنتی در صورت قرار دادن لینک مستقیم و قابل "کلیک" به آن مطلب در استکهلمیان مجاز بوده و در رسانه های چاپی نیز در صورت چاپ واضح "استکهلمیان دات کام" بعنوان منبع مجاز است.

Stockholmian Stockholm Sverige Svenska
استکهلمیان استکهلم سوئد سوئدی