|

آخرین بروز رسانی: ۳۰ اکتبر ۲۰۰۶
متن کامل مصاحبه
استکهلمیان با توبیاس بیلستروم وزیر جدید مهاجرت سوئد
وزیر مهاجرت سوئد پاسخ بسیاری از پرسشهای در رابطه با وضعیت ایرانیان در سوئد
را داد
استکهلمیان-
همانطور که وعده داده بودیم متن کامل مصاحبه استکهلمیان که در روز جمعه
27
اکتبر با توبیاس بیلستروم وزیر جدید مهاجرت سوئد صورت گرفت را در ذیل تقدیم
خوانندگان استکهلمیان میکنیم.
وزیر مهاجرت در این مصاحبه پاسخ بسیاری از پرسشهای مهم در رابطه با وضعیت
متقاضیان پناهندگی و کلا مهاجرین ایرانی را داد. پاسخهایی که میتواند برای بخش
بزرگی از متقاضیان پناهندگی ایرانی و نیز خوانندگان افغان استکهلمیان جهت تصمیم
گیریهای آینده مورد استفاده قرار گیرد. این اولین مصاحبه وزیر جدید مهاجرت با
یک رسانه مهاجر در سوئد بود.
پرسشهای مطرح شده با وزیر مهاجرت سوئد بدون استثناء پرسشهایی بودند که توسط
خوانندگان استکهلمیان طرح و ارسال گردیدند. مبنای دستچین و انتخاب پرسشها جهت
طرح در نزد وزیر مهاجرت, مواردی بودند که بیشتر از همه از سوی خوانندگان مطرح
شده و تکراری بودند. به این طریق سعی گردید که سوالاتی که برای تعداد هر چه
بیشتری دارای اهمیت بودند مطرح شوند. همچنین برای اینکه حق اقلیت نیز مورد
احترام قرار گیرد, پرسشهای گروههای دیگری از خوانندگان استکهلمیان که در
اقلیت قرار داشتند, برای مثال خوانندگان افغان استکهلمیان و یا همجنسگرایان,
بطور جداگانه انتخاب و مطرح شدند. بنابراین اگر در مواردی پرسشی از جانب
خوانندگان غیر ضروری بنظر آمد, به این توجه نمایند که همان پرسش میتواند برای
افراد دیگری دارای اهمیت زیادی باشد.
وزیر جدید مهاجرت, عادل اما سختگیر
قبل از اینکه ترجمه متن کامل این مصاحبه را بخوانید از همکار استکهلمیان که
این مصاحبه را با وزیر جدید مهاجرت سوئد به انجام رسانده است خواستیم تا نظر
خود را در مورد وزیر جدید مهاجرت سوئد و اینکه چه برداشتی از او داشته است را
برای خوانندگان شرح دهد. همکار ما در پاسخ اینچنین میگوید:
برداشتی که من از او داشتم این بود که او آشنایی خوبی با امور در رابطه با
ایران دارد. او بارها به وضعیت ناخوش آیند حقوق بشر در ایران اشاره کرد و حکومت
ایران را حکومتی ناقض حقوق بشر نامید و حتی گفت که شخصا در تظاهراتهای مخالف
رژیم ایران که مرتبا توسط ایرانیان تبعیدی در استکهلم صورت میگیرد شرکت کرده
است. وی همچنین با اشاره به تلاشهای جنبش دانشجویی ایران ابراز داشت که در
مورد برپایی دمکراسی در ایران امیدوار است.
برداشت دیگری که من از او داشتم این بود که برعکس خانم باربرو هولمبری وزیر
مهاجرت خسته و عملا بی علاقه قبلی, او دارای انرژی زیادی است که مایل است در
راه انجام اهدافی که در سر دارد از آن استاده بعمل آورد. وزیر مهاجرت جدید به
عقیده من فردی پایبند به امور در رابطه با حقوق بشر و همچنین فردی بسیار منطقی
بود. اما او در رابطه با لزوم اجرای قوانین, دید بسیار سختگیرانه و انعطاف
ناپذیری داشت.
او برای مثال از جمله گفت که برای هر پروسه پناهندگی میبایست نقطه پایانی وجود
داشته باشد و صریحا تاکید کرد که فردی که پرونده اش بر اساس قوانین موجود سوئد
مورد بررسی قرار گرفته و پاسخ منفی آخر خود را دریافت نموده است, باید سوئد را
ترک کند و مخفی کردن خود و یا بسر بردن بمدت طولانی در سوئد نباید منتهی به
دریافت اقامت شود. او تاکید نمود که دریافت پناهندگی تنها مییایست بر اساس
نیاز فرد به حمایت صادر گردد و نه بر اساس مدت زمانی که افراد بصورت غیر قانونی
در سوئد بسر برده اند. وی تاکید نمود که هرگز در ایجاد چنین وضعیتی که به گفته
او در تضاد با اصول پناهنده پذیری قانونمند سوئد قرار دارد کمکی نخواهد کرد.
در مورد وضعیت آن دسته از متقاضیان پناهندگی ایرانی نیز که توسط مقامات ایرانی
از ایران به سوئد پس فرستاده میشوند, وزیر مهاجرت جدید سوئد ضمن انتقاد از
مقامات ایرانی که بگفته او در برابر پذیرش اتباع خود غیرمسئولانه عمل میکنند
گفت که پرونده این دسته نیز بر طبق قوانین جاری سوئد مورد بررسی قرار گرفته است
و آنها باید سوئد را ترک کنند و بهتر است که ترک سوئد بصورت داوطلبانه صورت
گیرد و باقی ماندن در سوئد با امید دریافت اقامت نتیجه ای نخواهد داشت. وی
اضافه کرد که دولت سوئد و اتحادیه اروپا تلاشهای دیپلماتیک خود را جهت حل این
وضعیت ادامه خواهند داد.
در مورد "بازماندگان" قانون موقت پناهندگی و افرادی که پس از دریافت پاسخ منفی
در چهارچوب این قانون مجددا به زندگی مخفی روی آورده اند, پاسخ وزیر مهاجرت
انعطاف ناپذیر تر از همه موارد دیگر بود. او آشکارا از اینکه یک پروسه پناهندگی
"کش داده شود" و نقطع پایانی برای آن وجود نداشته باشد ناخوشنود بود و علنا گفت
که پرونده افرادی که در چهارچوب قانون موقت نیز پاسخ منفی دریافت نموده اند
"بارها و بارها" مورد بررسی قرار گرفته است و آنها باید بپذیرند که برای هر
پروسه ای نقطه پایانی وجود دارد که قانون آن را مشخص نموده است و قانون باید به
مورد اجرا گذاشته شود.
از نکات مثبت سخنان وزیرمهاجرت جدید سوئد که میتوانم به آن اشاره کنم این است
که او بصورت بی اندازه مصممانه ای در صدد به واقعیت در آوردن امکان مهاجرت
نیروی کار و متخصص به سوئد از خارج از اتحایده اروپاست و حتی گفت که یکی از
اهداف اصلی سیاست مهاجرتی او ایجاد چنین امکانی است. او حتی زمان مشخصی را در
این زمینه اعلام داشت و گفت که هدف او این است که چنین قانونی در طی سال
۲۰۰۷
قوت اجرایی داشته باشد.
این خبر خوبی برای بسیاری از ایرانیان متخصص در رشته های مختلف در ایران خواهد
بود که با توجه به رابطهای خوبی که در شکل هموطنان خود در سوئد دارند بیش از هر
ملیت دیگری بتوانند با یافتن کار در سوئد موفق به مهاجرت به این کشور شوند.
توبیاس بیلستروم تاکید کرد که نیروهای متخصصی که به این صورت به سوئد خواند آمد
از حقوق کاملا یکسان با افرادی که در سوئد به کار اشتغال دارند برخوردار خواهند
بود. دستمزد یکسان, حق استفاده از سیستم رفاه اجتماعی بصورت یکسان و حقوق
قانونی یکسان.
اما در پاسخ پرسش من که آیا متقاضیان پناهندگی نیز خواهند توانست از این فرصت
استفاده کنند گفت که این دو ربطی به هم ندارند و تاکید نمود که حق پناهندگی
نباید مورد سوء استفاده قرار گیرد تا افرادی که در اصل با هدف کار به سوئد آمده
اند جهت دست یابی به آن از قوانین پناهندگی سوء استفاده بعمل آورند. وی گفت که
خوشحال است که با به اجرا درآمدن امکان مهاجرت نیروی کار به سوئد علاقمندان به
مهاجرت به سوئد قادر خواهند بود که بصورتی صحیح و شایسته به سوئد آمده و با کار
خود به پیشرفت سوئد کمک نمایند. او این هدف را یکی از بزرگترین تفاوتهای
سیاست مهاجرتی دولت ائتلاف راست با دولت سوسیال دمکرات نامید.
ترجمه کامل مصاحبه و گفتگوی استکهلمیان با توبیاس بیلستروم وزیر جدید مهاجرت
سوئد
استکهلمیان: با سلام به شما توبیاس بیلستروم. خوشحالیم که شما با انجام این
گفتگو موافقت نمودید. بگذارید ابتدا از
جانب خودم و همه خوانندگان استکهلمیان در این زمینه از شما تشکر کنم. ما تقریبا
۴۵۰ ایمیل از خوانندگان خود در رابطه با مصاحبه ای که با شما انجام خواهیم داد
دریافت نمودیم. و علاقه به این مصاحبه بسیار زیاد بود. در هر حال هم خوانندگان
ما, و هم خود ما, در این زمینه سپاسگذاریم.
وزیر مهاجرت: با سلام به شما و خوانندگانتان با کمال میل این مصاحبه را انجام
خواهم داد.
استکهلمیان: ار آنجایئیکه مایلیم از این وقت حداکثر استفاده را بعمل آوریم
مستقیما بر سر سوالاتی میرویم که توسط خوانندگان استکهلمیان خطاب به شما مطرح
شده است.
وزیر مهاجرت: البته.
استکهلمیان: بسیاری از متقاضیان پناهندگی ایرانی در سوئد که پاسخ منفی دریافت
کرده اند در وضعیت عجیبی گرفتار آمده اند. مقامات ایرانی به هر دلیلی به آنها
اجازه ورود به ایران را نمیدهند و آنها را به سوئد پس میفرستند, مگر اینکه به
خواست خود در سفارت ایران در استکهلم حاضر شده و زیر اوراق لازم را امضاء کنند.
و چون در سوئد هم پرونده آنها قبلا در نزد مقامات سوئدی بررسی شده است
امکان بررسی مجدد پرونده شان پس از بازگشت مجدد به سوئد هم وجود ندارد. برخی
از این افراد حتی مدتهای طولانی در بازداشت بسر برده اند و بخش دیگری سالهاست
که در سوئد بسر میبرند. همچنین پیش بینی میشود که تعداد هر چه بیشتری از اتباع
ایران درآینده این وضعیت قرار گیرند. آنان در واقع در وضعیت "بین دو
کشور" قرار گرفته اند. برای حل این شرایط بخصوص در رابطه با ایرانیان چه
اقداماتی در دست است؟
وزیر مهاجرت: قبل از هر چیز باید بگویم که این مشکلی ویژه فقط برای سوئد نیست.
ما این مشکل را به همراه تعداد دیگری از کشورهای غربی در رابطه با اتباع ایران
داریم. اما اساس حقوق پناهندگی در سوئد و کلا اساس حقوق پناهندگی در سطح بین
المللی بر این اصل استوار است که کسی که پرونده اش مورد بررسی قرار گرفته و
پاسخ منفی دریافت نموده است باید کشور را ترک کند. و این کار باید در درجه اول
بصورت داوطلبانه صورت گیرد. در رابطه با ایران همانطور که خودتان گفتید مقامات
ایرانی با اینکه این بسیار مهم است که آنها پذیرای اتباع خود باشند, اما آنها
از پذیرش اتباع خود خوداری میکنند و از آنها میخواهند که جهت برگشت به کشور خود
در زیر اوراق مورد نیاز را امضاء کنند. نظر دولت سوئد بر این است که دولت ایران
در برابر اتباع خود دارای مسئولیتی است که باید به آن واقف باشد و پذیرای اتباع
خود باشد. این سیاستی است که ما در تماسهای دیپلماتیک خود به پیش میبریم. و این
(مسئولیت هر کشور در پذیرش اتباع خود – مترجم) روش صحیحی است که ما جهت صورت
پذیرفتن آن در سطح جامعه ملل نیز تاکید داریم. برای حل این مشکل در حال حاضر
پاسخ مستقیمی ندارم بجز اینکه به تلاشهای خود ادامه میدهیم تا تغییری در وضعیت
صورت گیرد. اما ما بهیچ وجه نمیتوانیم از قاعده اصولی خود مبنی بر اینکه افرادی
که پاسخ منفی آخر خود را که قوت اجرای یافته است دریافت کرده اند و میبایست از
کشور خارج شوند عدول کنیم. در این زمینه سیاست خود را تغییر نخواهیم داد.
استکهلمیان: بسیاری از
افرادی که در این وضعیت قرار دارند خود از مراجعه به سفارت ایران در استکهلم
جهت امضای مدارک مورد نیاز خودداری میکنند و امیدوارند که پس از بسر بردن در
سوئد بمدت طولانی, به این طریق موفق به دریاقت اقامت گردند و یا حتی در
انتظار یک "عفو عمومی" و یا یک "قانون موقت" دیگر هستند. آیا این امیدی واقع
بینانه است؟
وزیر مهاجرت: نه. ما نظر خود را در این زمینه عوض نخواهیم کرد چون در این صورت
پایه هایی را که اصول بررسی یک پرونده پناهندگی مبنی بر اینکه همه باید دارای
شانسی یکسان باشند بر اساس آن استوار میباشد را تخریب خواهیم نمود. و در وضعیت
عجیبی قرار خواهیم گرفت که در آن استحقاق دریافت پناهندگی بجای دلایل افراد,
مبتنی بر مدت زمان بسر بردن آنها در سوئد خواهد بود و ما هرگز به ایجاد چنین
وضعیتی کمک نخواهیم کرد.
استکهلمیان: در همین
رابطه بسیاری از متقاضیان پناهندگی احساس میکنند که مورد بی عدالتی قرار گرفته
اند. به این ترتیب که قبلا در موارد متعدد عملا به اینگونه بوده است که برخی
متقاضیان پناهندگی که دوستان و رابطهایی در رسانه ها دارند با کمک رسانه های
سوئد پرونده های خود را بازتاب داده اند و در زیر فشار رسانه ها عملا موفق به
دریافت پناهندگی شده اند. در حالیکه افراد دیگری که شاید دلایل قویتری جهت
دریافت پناهندگی بوده اند خاموش در کناری نظاره گر این بی عدالتی بوده اند. آیا
رسانه ها باید در سوئد تصمیم بگیرند که به کدام پرونده ها توجه بیشتری شود؟ آیا
با من موافق هستید که اکثریت متقاضیان پناهندگی در اینگونه موارد احساس میکنند
که مورد بی عدالتی قرار گرفته اند؟
وزیر مهاجرت: همانطور که میدانید من بعنوان وزیر مجاز به ابراز نظر در پرونده
افراد مشخص نیستم اما میتوانم بگویم که مواردی وجود داشته است که موضوعاتی در
رابطه با افراد مورد توجه رسانه ها قرار گرفته و باعث شده است که توجه مقامات
کشور متقاضی پناهندگی بصورت غیر سالمی بسوی متقاضی پناهندگی جلب شود. اما مایلم
دوباره تاکید کنم که میران نیاز هر متقاضی پناهندگی به حمایت میبایست مبنای
بررسی پرونده قرار بگیرد و نه هیچ چیز دیگری. این نیاز به حمایت میتواند از طرق
دیگر پر رنگ تر شوند اما باز هم بگویم که این میزان نیاز هر فرد به حمایت است
که مبنای اصلی بررسی پرونده قرار دارد.
استکهلمیان: با توجه به
سیاستهای حزب مدرات و تلاشهای این حزب در زمینه گشودن امکانات مهاجرت کاری به
سوئد, آیا یک متقاضی پناهندگی که در سوئد دارای کار باشد در آینده امکان دریاقت
اقامت را خواهد داشت؟ حتی تعدادی از متقاضیان پناهندگی وجود دارند که مایلند در
سوئد شرکت تاسیس نمایند. آیا چنین امکانی در آینده نزدیک وجود خواهد داشت که
آنها بتوانند بواسطه اشتغال در سوئد موفق به گرفتن اقامت در آینده نزدیک شوند؟
وزیر مهاجرت: این موضوع در حال حاضر در دولت در حال بررسی است. ما در حال بررسی
امکانات ایجاد چنین شرایطی هستیم. اما این را بگویم که درنظر گرفتن امنیت حقوقی
در این رابطه نیز مهم است. نباید به این صورت باشد که از این سیستم سوء استفاد
بعمل آید. به این ترتیب که فرد بعنوان متقاضی پناهندگی به سوئد بیاید در حالیکه
در واقع پناهنده نیست و با هدف کار به سوئد آمده است. به همین خاطر کاری که ما
در دولت مایلیم انجام بدهیم و این هدف آن را بعنوان هدف جدید در سیاست مهاجرتی
و لایحه بودجه ارائه شده قرار داده ایم این است که به افراد امکان مهاجرت
قانونی بر اساس دلایل کاری ارائه کنیم و این افراد پس از مهاجرت به سوئد دارای
حقوق کاملا یکسان با همه افراد دیگری که در سوئد کار میکنند باشند. برای مثال
دستمزد یکسان, بیمه های اجتماعی یکسان و حقوق قانونی یکسان. و این برنامه مهمی
است.
استکهلمیان: آیا این
امکان در آینده نزدیک به مرحله اجرا در خواهد آمد؟ دولت سوسیال دمکرات
۷۰
سال در مورد آن به بررسی پرداخته است!
وزیر مهاجرت: هدف دولت این است که عملیات تغییر قانون و تصویب قوانین جدید در
مورد امکان مهاجرت کاری به سوئد را بصورتی به انجام برساند که قانون آن در طی
سال ۲۰۰۷
قدرت اجرایی داشته باشد.
استکهلمیان: این شامل متقاضیان پناهندگی که در سوئد کار و یا کار ثابت پیدا
کرده اند هم میشود؟ آن دسته از متقاضیان پناهندگی که دارای کار هستند امید
داشتند که بواسطه دارا بودن کار بعنوان نیروی متخصص مهاجرت کاری و در نتیجه
اقامت بگیرند..
وزیر مهاجرت: در مورد امور مربوط به متقاضیان پناهندگی بصورت جداگانه بررسی
صورت میگیرد. این دو (امور پناهندگی و امور مهاجرت نیروی کار به سوئد – مترجم)
ربطی به هم ندارند و نباید آنها را با هم مخلوط نمود. میتواند چنین نیز بشود
اما در مورد متقاضیان پناهندگی نمیتوانم اظهار نظر بیشتری کنم چون وضعیت در
رابطه با آن کماکان در مرحله بررسی است.
استکهلمیان: همانطور که میدانید اداره موسوم به "اداره همپیوستگی" منحل شده و
بزودی تعطیل خواهد شد. گفته میشود که وظایف این اداره در زمینه پرداخت کمکهای
بلاعوض به اتحادیه های سراسری مهاجرین به اداره مهاجرت محول خواهد شد. برخی
خوانندگان ما از سیستم فعلی در ایجاد اتحادیه های سراسری مهاجرین بر اساس گرد
هم آیی انجمن ها در سوئد ناراضی هستند. پیشنهاد اکثریت خوانندگان ما این است که
اتحادیه های مهاجرین در سوئد باید بر مبنای عضویت فردی و مستقیم افراد بنا شوند
و نه بصورت امروز بر اساس اجتماع تعدادی از انجمن ها که طبیعتا چنین اجتماعی
نمایندگان واقعی آن گروه مهاجر نخواهد بود. در سیستم فعلی امکان کنترل جهت
جلوگیری از تقلبهای مالی نیز وجود ندارد. اخبار مربوط به تقلبهای مالی در انجمن
های مهاجرین هر از گاهی بگوش میرسد. یک نفر میتواند در صد انجمن هم عضو شود و
مبنای دریافت کمکهای مالی جهت صد نفر قرار گیرد. اگرچه اتحادیه های مهاجرین در
برخی زمینه ها عملکردهای مثبت نیز داشته اند اما بسیاری از مهاجرین, و بویژه
ایرانیان, این احساس را دارند که سالانه بیش از
۲۰
میلیون کرون از پول مالیات دهندگان به تشکلاتی تحت عنوان اتحادیه های سراسری
مهاجرین پرداخت میگردد که این مبلغ هرگز بصورتی دمکراتیک مصروف نیازهای هر گروه
مهاجر نمیگردد. چون مبنای بنای این اتحادیه ها بصورتی دمکراتیک بر اساس عضویت
فردی افراد پایه ریزی نشده است. نظر شما در این زمینه چیست.
وزیر مهاجرت: اداره
مهاجرت در ادامه نیز مسئولیتی در رابطه با این امور نخواهد داشت و همه اینگونه
موارد از وظایف نیامکو سابونی وزیر همپیوستگی و برابری جنسی میباشد. اما
خوشحالم که در این مورد به من اطلاع دادید و من این اطلاعات را در اختیار
وزارتخانه نیامکو سابونی که مسئولیت رسیدگی به این امور را بر عهده دارد قرار
خواهم داد.
استکهلمیان: پس سریعا به
پرسش بعدی میپردازیم تا وقت تلف نشود. بسیاری از خوانندگان استکهلمیان, و بخصوص
خوانندگان افغان, در سوئد اقامتهای موقت یک ساله گرفته اند. بسیاری از آنها
طبیعتا در مورد آینده و اینکه چه اتفاقی برایشان خواهد افتاد نگرانند. در واقع
این دسته خود را کماکان بعنوان یک متقاضی پناهندگی احساس میکنند, چون آینده در
مورد آنها نیز نامعلوم است. تکلیف این دسته از افراد که اقامت موقت دارند چیست؟
وزیر مهاجرت: بر اساس
قوانین پناهندگی جاری ما که توسط پارلمان به تصویب رسیده است, بنا بر شرایط
مشخصی به برخی از افراد اقامت دائم و به برخی دیگر اقامت موقت داده میشود. و با
توجه به شرایط افراد این تفاوت وجود دارد که بدلایل مختلف برخی اقامت دائم و
برخی اقامت موقت دریافت میکنند. و این در آینده نیز پا برجا خواهد بود.
استمهلمیان: اگر درست
متوجه شده باشم بنابراین پس از پایان مدت یک سال هر پرونده بطور جداگانه مورد
بررسی قرار خواهد گرفت و با توجه به وضعیت هر پرونده ممکن است اقامت موقت تمدید
شود, تبدیل به اقامت دائم گردد و یا باطل شود و شخص مجبور به بازگشت به کشور
خودش بشود؟
وزیر مهاجرت: دقیقا
استکهلمیان: سال گذشته دو
نوجوان ایرانی بصورت بی اندازه وحشت انگیز و دلخراشی از جرثقیل حلق آویز و به
این طریق در میدانی عمومی شهری در ایران اعدام گردیدند. از آنجائیکه گفته شد
بخشی از اتهامات این دو نوجوان همجنسگرایی بوده است, برخی دولتها از جمله هلند
و سوئد اخراج همجنسگرایان ایرانی به ایران را متوقف نمودند. اما اینک اخراج
همجنسگرایان به ایران مجددا از سر گرفته شده است. بسیاری از ایرانیان هم جنسگرا
و کلا متعلق به اقلیت های جنسی از تصدی شما به مقام وزیر مهاجرت استقبال نموده
اند. آنها میگویند که توبیاس بیلستروم قادر است بیش از هر وزیر مهاجرت دیگری در
تاریخ مهاجرتی سوئد وضعیت دشوار آنان را درک نماید. یک متقاضی پناهندگی
همجنسگرای ایرانی در سوئد در ئی میل خود سوالش را اینگونه خطاب به شما مطرح
کرده است: "ما در هر روز از زندگیمان در ایران بنوعی مورد تحقیر قرار گرفته
ایم, مورد تمسخر قرار گرفته ایم, مورد شکنجه, ضرب و شتم, آزار و دیگر تجاوزات
قرار گرفته ایم و حتی بنا بر قوانین کاملا شفاف اسلامی در این زمینه اعدام شده
ایم و هیچ مرجعی نیز برای دادخواهی در ایران نداریم. چگونه یک سوئد انساندوست
میتواند شروع به اخراج همجنسگرایان به چنین کشور و رژیمی نماید که حمایت از
حقوق اقلیت های جنسی در کوچکترین بخش قوانین آن کمترین جایی را به خود اختصاص
نداده است و حتی عنوان نیز نشده است. آیا متقاضیان پناهندگی ایرانی متعلق به
اقلیت های جنسی میتوانند شاهد سیاستهای انسانی تری در برابر خودشان پس از تصدی
شما به مقام وزیر مهاجرت باشند؟
وزیر مهاجرت: پیش از همه
باید بگویم که سیاستهای سوئد در جهت حمایت از افرادی که بواسطه تعلق جنسی خود
مورد تبعیض قرار میگیرند کاملا آشکار است. و اینکه چنین تبعیضی در تضاد کامل با
اصول و پرنسیپی قرار دارد که میگوید همه انسانها باید دارای حقوق و ارزش مساوی
با یکدیگر باشند. و از شرایط همجنسگرایان در مورد بخصوص ایران نیز هماطور که در
سوال اشاره شد بخوبی آگاهی داریم. باید بگویم که وضعیت حقوق بشر بطور کلی نیز
در ایران متزلزل و غیر عادلانه است. سوئد هم دقیقا بمانند اتحادیه اروپا
وضعیت در رابطه با اعدام, حقوق بشر و وضعیت همجنسگرایان, دوجنسگرایان و دگرجنس
گونگان را با نمایندگان مختلف حکومت ایران مرتبا در میان میگذارد. اما در مورد
متقاضیان پناهندگی همجنسگرا از ایران که تقاضای پناهندگی میکنند باید بگویم که
اداره مهاجرت و دادگاههای مهاجرتی میبایست هر پرونده را بصورت فردی و بر اساس
دلایل مربوط به همان پرونده مورد بررسی قرار دهد و هر متقاضی پناهندگی بصورت
فردی باید نشان دهد که او نیاز به حمایت دارد و زمانی که در پرونده دلایلی مبنی
بر تبعیض بواسطه تعلق جنسی وجود دارد باید بررسی گردد که این دلایل جهت نیاز
متقاضی پناهندگی به حمایت کافی است یا خیر.
استکهلمیان: پس صرف
همجنسگرا بودن دلیل کافی برای دریافت اتوماتیک پناهدگی نیست حتی اگر فرد از
کشوری مانند ایران هم فرار کرده باشد؟
وزیر مهاجرت: خیر چون هر پرونده میبایست بصورت فردی و در رابطه با وجود یا عدم
وجود نیاز به حمایت مورد رسیدگی قرار بگیرد. سال قبل نیز قوانین جهت مهیا
نمودن چنین امکانی تغییر داده شد. اگر هلند را مثال بزنیم که سوال کننده در
سوال خود به آن اشاره کرده بود و اینکه در این کشور تصمصم گرفته شده است که
همجنسگرایان را به ایران اخراج نکنند. توضیح بدهم که در قوانین هلند وزیر این
اختیار را دارد که پروسه مهاجرتی را تحت تاثیر قرار بدهد. اما در سوئد ما
دادگاههای مستقل داریم که تصمیمات را بصورت مستقل اتخاذ میکنند. و دولت حق سوال
از دادگاهها در مورد شیوه اعمال قانون از سوی آنها را ندارد. در حال حاضر پروسه
ای در دادگاههای مهاجرتی سوئد در جریان است و آنها هستند که قرار است خط مشی
آینده در مورد رسیدگی به درخواست متقاضیان پناهندگی همجسگرای ایرانی را تعیین
کنند.
استکهلمیان: خواننده ای
در این زمینه به طرح مثالی موازی پرداخته است. وی میگوید آیا میتوان گفت که
پرونده یک یهودی باید در مورد اینکه به آلمان نازی پس فرستاده شود مورد رسیدگی
قرار بگیرد؟ در مورد وضعیت ویژه همجنسگرایان در ایران نیز به همین صورت است.
آنان صرف همجنسگرا بودن خود در ایران اصولا در پناه قانون نیستند و مجازات عمل
همجنسگرایانه نیز در قوانین ایران مرگ است. مقامات سوئدی میگویند که اگر کسی
همجنسگرایی خود را در ایران مخفی کند مقامات کاری به کار وی ندارد. اما همین
توجیه نشان از تبعیضی دارد که مقامات سوئدی در مورد متقاضیان پناهندگی همجنسگرا
از ایران اعمال میکنند. چرا این توجیه در مورد دیگر متقاضیان پناهندگی بکار
نمیرود. چرا در اینصورت برای مثال به افراد فعال سیاسی در ایران که از سوئد
تقاضای پناهندگی میکنند گفته نمیشود که فعالیت سیاسی خود را مخفی نگاه دارید تا
کاری بکارتان نداشته باشند, چرا به عضو یک حزب ممنوعه در ایران گفته نمیشود که
عضویت خود در حزب را مخفی نگاه دارد و در اینصورت کاری به کار وی ندارند. چرا
شرط "اگر خودتان را پنهان کنید کسی کاری به کارتان ندارد" فقط از متقاضیان
پناهندگی همجنسگرا مطالبه میشود؟
وزیر مهاجرت: قوانین سوئد در این زمینه کاملا شفاف است. در قوانینی که توسط
پارلمان به تصویب رسیده آمده است که هنگام بررسی شرایط یک متقاضی پناهندگی
میبایست شرایط کشور موطن او و نیز وضعیت شخصی او در رابطه با نیازش به حمایت
مورد بررسی قرار گیرد. و اگر شخص در کشور خود بصورتی زندگی کرده باشد که خطرات
موجود نسبت به خود را به حداقل رسانده باشد, مثلا تعلق جنسی خود را پنهان کرده
باشد, این امر میتواند در هنگام بررسی پرونده اش دارای اهمیت باشد. اما در
قانون کماکان درج شده است که فردی که دارای تعلق جنسی خاصی است باید بعنوان
بخشی از جامعه تلقی گردد و هرگز نمیتوان این شرط را در مورد فرد قرار داد که
جهت بازگشت, از چنین خصوصیت بنیادینی صرف نظر نماید. بررسی باید با توجه به
خطر موجود در رابطه با هر پرونده صورت بگیرد. و بررسی حقوقی در این رابطه نیز
توسط دادگاههای مهاجرتی صورت میگیرد. و نقش من بعنوان وزیر مهاجرت در این میان
کاملا روشن است. من اجازه اینکه به دادگاهها بگویم که به چه صورتی احکام خود را
صادر کنند ندارم و در صورت انجام آن مرتکب قانونشکنی شده ام.
استکهلمیان: قانون موقت
پناهندگی برای بسیاری یاس آور بود. واقعیت این است که بسیاری از متقاضیان
پناهندگی که در چهارچوب قانون موقت نیز پاسخ منفی گرفته اند دوباره تبدیل به
افراد غیر قانونی شده و به زندگی مخفی روی آورده اند. حزب مدارت از ابتدا با
تصویب این قانون, و حداقل تصویب آن در شکلی که صورت گرفت, مخالف بود و شما
خودتان نیز اخیرا بیان داشتید که پس از اجرای این قانون, دوباره در سکوی اول
قرار خواهیم گرفت. و الان دوباره در سکوی اول قرار داریم. و واقعیت ملموس این
است که مجددا تعداد بسیاری که در میان آنان افراد پیر, مریض و کودکان نیز وجود
دارند مجددا به زندگی مخفی و غیر قانونی روی آورده اند که در برگیرنده مشکلات
عدیده ای برای آنهاست. با این جمع انسانی چکار خواهید کرد. آیا آنها را به حال
خود رها میکنید, به شکار آنها میپردازید تا بزور از سوئد اخراج کنید و یا اصلا
وانمود میکنید که این گروه وجود ندارند. گفته میشود در برخی کشورها آنقدر
اینگونه افراد را به حال خود میگذارند تا به مرز جنون برسند و به این صورت به
میل خود به کشور خودشان بازگردند. بالاخره میبایست
سیاستی در مقابل این گروه نیز
وجود داشته باشد. سیاست شما چیست؟
وزیر مهاجرت: بعله. وقتی
قوانینی موقتی در رابطه با پناهندگی به مرحله اجرا گذاشته شود چنین مشکلاتی
نیز بروز میکند. چون اینگونه اقدامات بنظر من و بنظر حزب من در تضاد با اصول
سیستم مهاجرتی رگله شده ما قرار دارد. حق با شماست که قانون موقت برای بسیاری
تبدیل به یاس گردید اما باید اشاره کنم که تعداد زیادی از افرادی که شما به
آنها اشاره کردید مخفی بودند, آمدند, پرونده آنها مورد بررسی قرار گرفت, عده ای
اقامت گرفتند, عده ای مخالفت گرفتند, آنها که مخالفت گرفتند دوباره خود را مخفی
کردند و غیره. اما پرونده تعداد زیادی از این افراد در حال حاضر بارها و بارها
مورد بررسی قرار گرفته است. و سوال این است: آیا اینطور نیست که با توجه به
اینکه کشور دارای یک سری قوانین رگله شده پناهندگی است بالاخره باید بپذیریم که
نقطه پایانی برای هر پروسه پناهندگی وجود دارد. و این باید کاملا روشن باشد. در
حالیکه قانون موقت دقیقا برعکس این روند عمل میکند و وضعیتی ناروشن بوجود می
آورد, وضعیت ناروشنی که پایان راه در آن مشخص نیست. باید تاکید کنم که کسی که
پاسخ آخر خود را گرفته و اخراج شده است باید سوئد را ترک کند. در قانون اینگونه
نوشته شده و بنظر من
هم همین قانون نیز باید اجرا گردد.
استکهلمیان: برخی
امیدوارند و در انتظارند که یک "عفو عمومی" جدید خواهد آمد. پس چنین امیدی
بیهوده است؟
وزیر مهاجرت: باید بگویم که هیچ امکانی جهت اعمال یک "عفو عمومی" و یا کلا عفو
به هر شکل دیگری وجود ندارد. دلیل آن این است که به نظر من انجام چنین کاری با
پرنسیپها و اصولی که در یک سیستم مهاجرتی رگله شده و منطبق بر حقوق پناهندگی
وجود دارند همخوانی ندارد.
استکهلمیان: بخشی از
خوانندگان استکهلمیان افغان هستند. بنا بر مقررات فعلی اداره مهاجرت, اتباع
افغانستان که گذرنامه یا مدرک شناسایی معتبر دیگری نداشته باشند مجبورند که
برای دریافت تابعیت سوئدی
8
سال صبر کنند. در حالی که این مدت برای اکثریت اتباع دیگر کشورها
5
سال است. دلیل آن اینچنین ابراز میشود که هویت آنها اثبات نشده است. و جهت
اثبات هویت از آنها خواسته میشود که باید دارای گذرنامه هایی باشند که توسط یک
دولت افغان و قبل از سال
۱۹۹۰
صادر شده باشد. حتی گذرنامه ها و مدارک صادر شده توسط حکومت فعلی نیز مورد قبول
قرار نمیگیرد. بسیاری از افغان های سوئد حتی در ایران متولد شده اند و در این
کشور رشد نموده اند. با این شرایط سختی که اداره مهاجرت در جلوی اتباع
افغانستان میگذارد آنها چگونه باید هویت خود را برای اداره مهاجرت ثابت کنند تا
بتوانند به تابعیت سوئد در آیند؟
وزیر مهاجرت: این سوال در
رابطه با مقررات تابعیت است و مربوط به حیطه وظایف نیامکو سابونی وزیر
همپیوستگی و برابری جنسی میشود.
استکهلمیان: وارد سوال
دیگری میشویم. خواننده دیگر استکهلمیان, سوالی به این صورت از شما میپرسد: "دو
کارگر ساختمانی سوئدی از هشت ماه قبل در ایران زندانی هستند و بر همه آشکار است
که این دو نفر که هرگز هم قبلا در ایران نبوده اند مرتکب جرمی نشده اند. به
اصطلاح "جرم" این دو آن است که ناخواسته تصویر چند آنتن مخابراتی متعلق به
نیروی نظامی ایران در عکسهای توریستی آنها قرار گرفته است. بخاطر فقط همین
موضوع این دو "جاسوس" خوانده شده اند و باید دو سال در زندانهای ایران بسر
ببرند. رئیس وکلای بدون مرز در سوئد چنین میگوید: "شانس اینکه در دادگاهی در
ایران مورد محاکمه ای عادلانه قرار بگیرید اصولا وجود ندارد. ایران یک کشور بی
قانون است". توجه کنید که ما داریم در مورد دو نفر سوئدی صحبت میکنیم که یک
دولت, یک وزارت امور خارجه و یک سفارتخانه را در پشت خود دارند که با دقت
سرنوشت آنها را دنبال میکنند. حال میتوانید خودتان حدس بزنید که یک ایرانی که
بدشانسی درگیر شدن با چنین سیستمی را بیاورد دارای چه میزانی از امنیت حقوقی
خواهد بود. آیا وضعیت اتفاق افتاده برای این دو سوئدی برای شما کافی نیست که
متوجه شوید متقاضیان پناهندگی ایرانی از دست چه سیستمی به سوئد گریخته اند؟
وزیر مهاجرت: برای من
دشوار است که نظری در این زمینه بیان کنم. اما نظر کلی دولت سوئد در مورد ایران
و رژیم ایران برایتان تشریح کردم. ایران کشوری است که مشکلات بزرگی در رابطه با
حقوق بشر در آن وجود دارد. اما مایل نیستم این را به بحث مربوط به پناهندگی
متصل کنم چون معتقدم که این دو موضوع باید از یکدیگر جدا نگاه داشته شوند.
استکهلمیان: خواننده دیگر
استکهلمیان سوال خود را اینگونه خطاب به شما مطرح میکند: بر کسی پوشیده نیست که
سیستم پناهندگی سوئد مورد سوء استفاده برخی افراد نیز قرار میگیرد. برخی
ایرانیان حتی خلافکاران شناخته شده ای را سراغ دارند که بعنوان پناهنده در سوئد
اقامت گرفته اند, و حتی بعنوان پناهندگان سیاسی به سوئد وارد شده اند. همزمان
فعالان سیاسی شناخته شده ای نیز وجود داشته اند که به درخواست پناهندگی خود
پاسخ منفی گرفته اند. گاهی اوقات اینطور به نظر میرسد که معلومات به اصطلاح
کارشناسان اداره مهاجرت در مورد ایران (یا کشورهای دیگر) کلا در حد هیچ است.از
طریق بالا بردن سطح معلومات کارشناسان و تصمیم گیرندگان در اداره مهاجرت میتوان
اقامت خلافکاران و حتی افرادی را که با حکومتهای دیکتاتوری بر علیه پناهندگان
همکاری میکنند را شناسایی و اقامتشان را لغو نمود و یا حداقل از گرفتن اقامت
توسط آنان جلوگیری نمود. نظر وزیر مهاجرت در این زمینه چیست؟
وزیر مهاجرت: البته این
چیزی نیست که تنها مربوط به جامعه ایرانی باشد بلکه در رابطه با همه افرادی است
که به اینجا می آیند و تقاضای پناهندگی میکنند ممکن است پیش بیاید. و ما از سوی
دولت ائتلاف بروشنی اعلام کرده ایم که افراد باید مورد کنترل دقیق قرار بگیرند
و سابقه افراد بهنگام تسلیم تقاضای پناهندگی در مورد اینکه آنان قبل از اینکه
به سوئد بیایند در کشورهای خود به چه کارهایی مشغول بوده اند با دقت مورد بررسی
قرار گیرد. این با نظر من هم که سابقه افرادی که به اینجا می آیند باید مورد
تحقیق صحیح قرار بگیرد بسیار نزدیک است. اما من بعنوان وزیر امکان دخالت در
جزئیات انجام آن و اینکه اداره مهاجرت بعنوان یک
اداره مستقل به چه صورت باید
عمل کند را ندارم .
استکهلمیان: آمار بروشنی
گویای آن است که امکان دریافت پاسخ مثبت از دادگاه مهاجرتی استکهلم بمراتب مشکل
تر از دریافت پاسخ مثبت از دو دادگاه دیگر مهاجرتی در شهرهای گوتنبرگ و مالمو
میباشد. همچنین برپایی دادگاههای حضوری نیز در دادگاه مهاجرتی استکهلم در موارد
بمراتب کمتری صورت میپذیرد. این وضعیت مورد تایید تعدادی از وکلای مهاجرتی نیز
قرار دارد و نتیجه آمار و تحقیقاتی که روزنامه اتحادیه کارمندان دولتی در سوئد
(اس ت) در آخرین شماره خود منتشر نموده است بمثابه حکم تایید دیگری بر این
واقعیت است. تا جایی که برخی از متقاضیان پناهندگی که آگاهی بیشتری در این
زمینه دارند از تسلیم تقاضای پناهندگی خود در استکهلم خودداری میکنند. به گفته
یکی از وکلای مهاجرتی به روزنامه "اس ت پرس" دلیل این وضعیت آنست که گروهی از
قضات مرجع منحل شده موسوم به "کمیته اتباع خارجیان" پس از انحلال آن به دادگاه
مهاجرتی استکهلم منتقل شده اند و همان شیوه سختگیرانه خود را در دادگاه مهاجرتی
نیر ادامه میدهند. با توجه به این وضعیت, در زمینه امنیت حقوقی متقاضیان
پناهندگی ابراز نگرانی شده است. آیا شما اقدامی در این زمینه صورت خواهید داد؟
وزیر مهاجرت: بدون اینکه
وارد جزئیات شوم میتوانم بگویم که ما انجام یک بررسی نظارتی کلی را در مورد این
مراجع جدید آغاز کرده ایم. و معنی آن اینست که ما از جمله در مورد دادگاههای
مهاجرتی مواردی از قبیل پروسه استخدامی, شکل قوانین, بودجه و تقریبا کلیات آنها
را مورد بررسی قرار خواهیم داد و بعید نیست که مواردی که شما به آنها اشاره
کردید نیز مطرح شوند.
استکهلمیان: آیا شما قبلا در باره این وضعیت مطلع بودید یا اینکه چیز جدیدی
برایتان بود؟
وزیر مهاجرت: به نظر من همیشه این نیاز وجود دارد که همه جنبه های مربوط به
پروسه در رابطه با مراجع جدیدی که تاسیس میشوند مورد نظارت قرار بگیرند و چشم
ها را در رابطه با آنها باز نگاه داریم.
استکهلمیان: بزرگترین
تفاوت یک وزیر مهاجرت مدرات و سیاست مهاجرتی مدارت با یک وزیر مهاجرت سوسیال
دمکرات و سیاست مهاجرتی سوسیال دمکرات دولت پیشین چه خواهد بود. چه چیزی بیش از
همه سیاست مهاجرتی دولت جدید را از سیاست مهاجرتی دولت قبلی سوسیال دمکرات
متمایز خواهد ساخت؟
وزیر مهاجرت: یکی از
مهمترین اقداماتی که در ابتدا هم به آن اشاره کردم و بعنوان یکی از اهداف ما
قرار داده شده است به واقعیت در آوردن پذیرش مهاجرت نیروی کار به سوئد است که
در لایحه بودجه دولت نیز گنجانده شده است. این بزرگترین و مهمترین تفاوت سیاست
مهاجرتی دولت ائتلاف راست با سیاست مهاجرتی سوسیال دمکراتها خواهد بود. نباید
فراموش کنیم که دولت فقط از یک وزیر مهاجرت مدارت تشکیل نشده است بلکه این
اهداف دولت ائتلاف راست است. به واقعیت در آوردن امکان پذیرش مهاجرت نیروی کار
به سوئد به نظر من بسیار مثبت است. با این امکان, خارجیانی که مایل به مهاجرت
به سوئد هستند قادر خواهند بود این کار را بصورتی قانونمند و شایسته انجام دهند
و این تفاوت قابل توجهی در مقایسه با گذشته خواهد بود. این بسیار مهم است چون
ما با چالش جمعیتی در آینده نیز مواجه هستیم و این بدین معنی است که میانگین
سنی در سوئد مرتبا بالا میرود و در آینده تعداد هر چه کمتری میبایست امرار معاش
تعداد هر چه بیشتری را تامین کنند. و ما میتوانیم کمبود ایجاد شده را از طریق
مهاجرینی که مایلند به سوئد آمده و کار کرده و به موفقیت هر چه بیشتر کشور ما
کمک کنند جبران کنیم. این تفاوتی مهم و قابل توجه با گذشته است.
استکهلمیان: بزرگترین
تفاوت سیاستهای پناهندگی دولت جدید با دولت قبلی سوسیال دمکراتها چه خواهد
بود؟
وزیر مهاجرت: ما مراجع جدید احداث شده را با دقت زیر نظارت خواهیم داشت تا
وظایف خود را به بهترین وجه به انجام برسانند. حزب مدرات به همراه احزاب ائتلاف
از پشتیبانان اصلی ایجاد پروسه جدید بودند. با این امید که دارای یک پروسه
پناهندگی شویم که از امنیت حقوقی برخوردار است و به افراد این امکان را میدهد
که پرونده خود را در یک دادگاه مورد بررسی قرار دهند.
استکهلمیان: پس بزرگترین تفاوت با سیاستهای سوسیال دمکراتها این دو مورد خواهد
بود؟
وزیر مهاجرت: بله چون فکر میکنم که این دو مورد از پایه های اصلی سیاست مهاجرتی
هستند. ما همچنین با همکاری احزاب ائتلاف راست نوعی از سیاست مهاجرتی را در
سوئد به مرحله اجرا در خواهیم آورد که در مقایسه با دولت قبلی روشنتر و مشخص تر
خواهد باشد.
استکهلمیان: برخی از
خوانندگان ما مایلند بدانند که آیا شما در خارج از چهارچوب حزب خود دوستان
ایرانی دارید که از طریق آنها با وضعیت ایران آشنا شوید ؟
وزیر مهاجرت: اگرچه
دوستان ایرانی در خارج از چهارچوب حزبی ندارم اما باید بگویم که با کمال میل
کتابهای در مورد ایران را میخوانم و وضعیت ایران را در رسانه ها دنبال میکنم.
این را هم بگویم که از نویسندگان مختلف ایرانی چندین کتاب خوانده ام و از جمله
اخیرا کتاب "هر کوفتی میخوای اسمش را بگذار" نوشته مرجانه بختیاری را مطالعه
کرده ام. اگر اشتباه نکنم خود مرجانه بختیاری هم مالمویی است (وزیر مهاجرت
جدید سوئد اهل شهر مالمو در جموب سوئد است – مترجم).
استکهلمیان: خواننده دیگری سوال کرده است که اولین چیزی که پس از شنیدن نام
"ایران" به فکر وزیر مهاجرت جدید میرسد چه چیزی است؟
وزیر مهاجرت: شنیدن کلمه ایران قبل از همه چیز فکر مرا به رنجی که مردم ایران
در زیر رژیم کنونی این کشور مجبور به تحمل آن هستند معطوف میکند. رژیمی که مردم
را سرکوب میکند و بینشی بسیار ناخوش آیند نسبت به حقوق انسانها دارد. اما
همزمان باید بگویم که امید زیادی نیز بچشم میخورد. من خودم از کسانی بوده ام که
در تظاهرات اخیری که مرتبا توسط ایرانیان تبعیدی در استکهلم برگزار میشود حاضر
شدم و به ایراد سخنانی پرداختم. و همانطور که در آن موقع گفتم و همانطور که
الان میگویم امید زیادی خصوصا در رابطه با فعالیتهای جنبش دانشجویی ایران دیده
میشود که در راستای ایجاد دمکراسی و احترام به حقوق بشر در ایران میکوشند و
احساس خوبی دارم که در ایران نیروهایی وجود دارند که با وجود سختی کار در راه
دست یابی به مواردی که به آنها اشاره کردم در حال تلاش هستند.
استکهلمیان: توبیاس
بیلستروم. وزیرمهاجرت. وقت زیادی باقی نمانده و حتی از زمان مصاحبه نیز فراتر
رفته ایم. یکی از خوانندگان وفادار ما با اصرار مایل بود که این سوال از شما
پرسیده شود و ما به او این قول را دادیم که در صورت وجود وقت, این آخرین سوال
مطرح شده باشد. اشکالی ندارد؟
وزیر مهاجرت: بهیچ وجه. خواهش میکنم.
استکهلمیان: این خواننده استکهلمیان مینویسد که وزیر مهاجرت سوسیال دمکرات دولت
پیشین, خانم باربرو هولمبری به همراه مونا سالین وزیر دیگر دولت از همین حزب,
در سال ۲۰۰۳
تصمیم به انجام یک مسافرت رسمی به ایران گرفتند که با چنان موج مخالفتی از جانب
ایرانیان سوئد مواجه شد که این دو مجبور شدند اعلام نمایند که از مسافرت خود به
ایران صرف نظر خواهند نمود. اما این خواننده استکهلمیان ابراز خوشحالی میکند که
حداقل دو وزیر کابینه دولت جدید به ایران ممنوع الورود هستند. یکی آندریاس
کارلگرن وزیر محیط زیست و دیگری شما وزیر مهاجرت. و دلیل آن هم اینست که شما
بصورت علنی دوجنسگرا هستید و مجازات همجنسگرایی نیز در ایران اعدام
است. آیا شما برنامه ای جهت مسافرت به ایران دارید!!
وزیر مهاجرت: در حال حاضر که برنامه ای جهت مسافرت به ایران ندارم اما من فعلا
۴
سال دیگر وزیر مهاجرت هستم. تا ببینیم که چه میشود.
استکهلمیان: اگر مقامات ایرانی از شما دعوت رسمی جهت بازدید از ایران بعمل
بیاورند جرات میکنید که بعنوان همجنسگرا به کشوری مسافرت کنید که مجازات
همجنسگرایان در قوانین آن اعدام است؟
وزیر مهاجرت: باید بگویم که در مورد چنین دعوتی عمیقا تفکر و سبک سنگین خواهم
کرد! اما همزمان نیز باید بگویم که هر انسانی باید آنچه که هست باشد و از حق
بودن آنچه که هست نیز دفاع کند. این در هر شرایطی صدق میکند. از این طریق
میتوان بر وضعیت افراد دیگری نیز که در شرایط
یکسان قرار دارند تاثیر مثبت گذاشت.
استکهلمیان: بسیار
ممنونیم توبیاس بیاستروم وزیر مهاجرت. بار دیگر از سوی روزنامه خبری
استکهلمیان و خوانندگان آن بابت پذیرش شرکت در این مصاحبه و انجام این گفتگو از
شما تشکر میکنیم. همچنین برای شما در کار جدیدتان آرزوی موفقیت داریم و تعطیلات
خوبی را برایتان آرزومنیدم.
وزیر مهاجرت: خیلی خیلی ممنونم. و ممنونم از اینکه به من فرصت
گفتگو با
استکهلمیان را دادید.
مصاحبه در
تاریخ جمعه ۲۷
اکتبر ۲۰۰۶ انجام شده است.
با سپاس از: مرکز اطلاعات مهاجرین سوئد

www.immigramtinfo.se
استکهلمیان را در شبکه اجتماعی مورد علاقه خودتان دنبال کنید
اگر نظری در باره این مطلب دارید می توانید در زیر
آن را بیان کنید
|